معين الدين نطنزى

254

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

در اثنا معلوم شد كه زين العابدين بن شاه شجاع تمرّد نموده سر از ربقهء طاعت به در برد . سلطان صاحب‌قران عنان حركت به فتح ممالك عراق و فارس كشيد و از راه همدان به جربادقان و از آنجا به دار الامان اصفهان آمد . بزرگان عراق استقبال نمودند و موكب همايون به عمارت طوقجى فرود آمد . سلطان صاحب‌قران با معدودى اندك در شهر و بازار و محلات و طبرك اصفهان طوف كرده قرارداد كه به اسم نعل بها اهالى شهر وجهى چند بدهند . با وجود [ ى ] كه اصول شهر ملازم اردو بودند جهّال دست آشوب جنبانيده جمعى از محصّلان را بكشتند . غيرت سلطنت ، سلسلهء غضب را در حركت آورد و ياساق شد كه مجموع اهالى شهر را رطب و يابس به ياساق رسانيدند ، چنانچه در تمامت ظاهر و باطن شهر قريب هزار منار از سر بريده مرتفع شد . بعد از آن به فارس آمد ، پيش از وصول رايات نصرت شعار ، زين العابدين ، شيراز را به طرح گذاشته راه شوشتر پيش‌گرفت . سلطان صاحب‌قران در ظاهر شهر فرود آمد ؛ فارسيان را امان داد و مال امانى در تحصيل محصّلان كرد . ذكر آمدن لشكر توقماق به ماوراء النّهر به اغواء قمر الدّين و فتنه‌اى كه در ولايت اوزجند از حركت مغول واقع شد چون قمر الدّين از مغولستان قطع طمع كرد به توقتاميش پيوست . بعد از آنكه لشكر توقماق چنانچه سابقا ذكر رفت در كنارهء رود كر از مقابل عساكر منصوره منهزم شد ، توقتاميش به جبر آن انفعال ، قمر الدّين را با آق‌خواجه اغلان از راه تركستان به ماوراء النّهر فرستاد . عبّاس و سليمان شاه بن داود و برات خواجه كوكلتاش با لشكرهاى سمرقند در حدود طوى توبه كه از مضافات تركستان است ، به اميرزاده عمر شيخ پيوستند و روى به دفع توقماق نهادند . بعد از تعبيه صفوف معركه اميرزاده عمر شيخ برحسب عادت خود عبّاس را در غول بداشت و با بهادران قراول در مقدّمه خود را بر لشكر مخالف زد . يك دو كرت كه چون شير غرّين از چپ [ و ] راست دشمن درآمده ايشان را برهم زد او را با معدودى اندك در ميان گرفته